|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
||
|
|
|
|
|
نشريه فصل جديد
از انتقادها ،
پيشنهادها
و مقالات
اساتيد ، دانشجويان
وكليه دوستان اهل قلم به گرمي استقبال مي كند
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
||
|
|
|
||
|
فصل جديد
۱۳ - ۱۴
|
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
|||
|
|
|
|||
|
سرمقاله قاله
**********************************
بسم الله الرحمن الرحیم
بدون ترديد يکی از دلايل مهم رشد و توسعه شگفت انگيز بشر امروزي مخصوصا پس از نيمه ي دوم سده ي بيستم بدين سو رسانه است. نقش بي چون وچراي رسانه ها در روند تحولات اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و حتي اقتصادي امري آشكار وروشن است . در دنياي جديد مطبوعات ، ماهواره ، اينترنت ، سينما و تلويزيون ابزارهاي متنوع و مختلفي هستند كه زمينه ارتباط تنگاتنگ اهالي زمين را به آساني فراهم آورده و جهان را به دهكده اي كوچك تبديل كرده است.
طيف وسيعي از نشريات ومطبوعات ، نشريات دوران تحصيل هستند ، يعني نشرياتي كه دانشجويان و طلاب در ايام تحصيل در محدوده محيط تحصيل يا گسترده تر منتشر مي كنند. محصلين مخصوصا دانشجويان افغانستاني در اين زمينه حضور گسترده و فعالي دارند . اما آنچه كه در راستاي بررسي وضعيت نشريات و مطبوعات مهم و اساسي به نظر مي رسد اين است كه چرا هر از گاهي مجله يا روزنامه اي قدم به ميدان فعاليت مي گذارد اما بسيار به سرعت با مشكلات و موانع متعدد مواجه شده و به ناچار رنج تعطيلي و توقف را مي پذيرد . عمده اين مشكلات را مي توان چنين خلاصه كرد : 1 – عدم آگاهي تخصصي مديران اين گونه نشريات از رسانه و نشريه .در حاليكه تخصص و يا لا اقل آگاهي نسبي از رسانه و چگونگي اداره آن و به عبارتي علم مديريت رسانه از لوازم موفقيت يك رسانه است. به همين دليل لازم است مديران محترم نشريات مخصوصا نشريات دانشجويي با ديدن آموزشهاي كوتاه مدت و مطالعه و پژوهش و همچنين استفاده از تجربه ارباب مطبوعات مديريت درست وسالمي را اعمال نمايند . 2- ديگر معضل نشرياتي كه با عجله به استقبال تعطيلي مي روند عدم ارتباط تنگاتنگ با مخاطب و نداشتن اطلاع كافي از نيازها و خواسته هاي اوست . 3- فقر مالي و نبود امكانات سخت افزاري، كه متأسفانه يكي از مهمترين مشكلات نشريات دانشجويي هم ، فقر مالي آنها است . كه وضعيت اقتصادي نشريات دانشجويي دانشجويان مهاجر به مراتب بد تر است . مشكلات مالي يكي از بزرگترين دغدغههاي رسانه اي دانشجويان ماست كه جاي آن دارد تا مسئولين دانشگاهها در اين رابطه راه كارهاي مناسبي را در نظر گرفته ، دست دانشجويان را بگيرند . در مجموع براي حضور قدرتمند ، دوامدار و موثر در عرصه فعاليت و رقابت مطبوعاتي بايد سه فاكتور لازم را در نظر داشت 1- مديريت قوي و سازمان يافته 2 - نيروهاي متخصص و حرفه اي 3 - امكانات سخت افزاري و مالي * * * * * * فصل جديد يكي از نشريات دانشجويي است كه از سوي مجمع دانشگاهيان افغانستاني مقيم قم منتشر مي شود . اين نشريه همانند بسياري از مطبوعات دانشجويي فراز و فرود فراوان را سپري كرده و با مشكلات ، موانع و مسايل متعددي دست و پنجه نرم كرده است و اينك پس از يك سال تعطيلي و سكوت ، بار ديگر لب به سخن گشوده است تا فصل جديد از حيات مطبوعاتي خويش را آغاز كند . فصل جديد در فصل جديد با كادر جديد و با تشويقها وترغيبهاي دانشجويان ، اعظاي شوراي مركزي و هيئت نظارت مخصوصا دبير محترم مجمع سر كار خانم رضايي فعاليت خود را از سر گرفته تا بالاخره انتظار دانشجويان عزيز مخصوصا اعضاي محترم مجمع دانشگاهيان بسر آيد . به اميد آنكه به حول وقوه الهي انتظارات آنها هم بر آورده شود .
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
||||
|
|
|
|
|
عبدالعزيز دانش / كارشناسي ارشد حقوق بين الملل سخن از حقوق بشر، بخصوص حقوق كودكان و بحث از مفاد و مواد اعلاميه ها و كنوانسيونها و مقاوله نامه و ديگر تعابير اينچنيني در كشور ما سخن لوكس، تجملي و روشنفكرانه محسوب مي گردد، و به قول بعضي، بحث روز و پرداختن به گفتمان جهان معاصر است و به نحوي نشان مدنيت و مدرنيت. فقر در افغانستان از همه قرباني مي گيرد ولي از كودكان بيشتر، چون كودكان ضعيف ترين اند و به حكم طبيعت هم كه " هميشه ضعيف پامال است". فقر با همه اشكالش چه اقتصادي و چه فرهنگي، شادي كودكانه و كودكي توام با خوشبختي را از كودكان افغانستاني به قهر و حشونت تمام دريغ داشته است. و در جاي جاي كشور و خارج از كشور آنها از حقوق بسيار اولي و ضروري شان محروم اند. اكثرا دچار سوء تغذيه اند، و به بهداشت و درمان، تعليم و تربيت دسترسي نداشته و به كار اجباري و شاق وادار مي شوند. ازدواج اجباري در كودكي و فروخته شدن و به بردگي رفتن به عنوان خون بها و "بد" كه فلسفه وجودي بد يا دختر عذر تذليل و تحقير دشمن، از طريق اوردن ناموس آنهاست.قاچاق شدن به كشورهاي عربي براي مسابقات شتر دواني كه مرگ و معلوليت نتيجه حتمي آن است، از جمله مصايب است كه كودكان افغانستان با آن درگير اند.
اما موارد ذيل از چشم ديدها و شنيده هاي مستقيم من است و فقط نمونه هاي بسيار اندك و كوچكي از وضعيت كودكان كشور را به تصوير مي كشد. در افغانستان اكثر شاغلين به پيشخدمتي در هوتل ها و رستورانهاي به سبك افغانستان، كودكان اند. آنها در ضمن اينكه كار شان بسيار شاق است ، بسيار طولاني مدت نيز مي باشد. به عنوان مثال: در هوتلي در كابل كودكي كارگر حدود 11- 12 ساله را ديدم كه به رغم سن كم ، طولاني ترين ساعات را به كار مشغول بود.به گونه اي كه وقتي صبحها براي نماز بر مي خيزي مي بيني كه او بيدار و مشغول كار و نظافت است. و شب ها هم وقتي دست از كار مي كشد و مي خوابد كه همه خوابيده اند. من خواب او را نديدم ولي گريه هاي بسيار تلخ او را ديدم و شاهد بودم كه بسيار مظلومانه گوشه اي سيني پر از قوريهاي چاي را گذاشته و گريه مي كند. نمي دانم فشار كار طولاني وسخت بود يا قهر رييس و زورگويي همكاران بزرگتر و يا شايد مثل پريسا دلش براي خانه تنگ شده بود. روزي نيز، در يكي از مدارس افغانستان شاهد بگومگو و بحث "سرمعلم(ب) با دختري دانش آموزي بودم . دخترك به خاطر كار زياد خانه نتوانسته بود خوب درس بخواند و در نتيجه چند سال در يك كلاس مانده بود. او به نمراتش معترض بود و سرانجام هم خودش دستكاري كرده بود. اما سرانجام بحث به نتيجه نرسيد و دخترك گفت كه ديگر هرگز به مكتب نخواهد آمد( شما بخوانيد كه ديگر او را هرگز به مكتب رفتن نخواهند گذاشت) و سرمعلم هم با خونسردي پاسخش داد كه " نيا" بعد ايشان توضيح داد كه اين دختر علاوه بر مسئوليت مراقبت از 5-6 خواهر و برادر كوچكتر از خود، مسئوليت رسيدگي به كارهاي خانه و علوفه گاو و گوسفندان را نيز بر عهده دارد. و تلقي والدين اين است كه ساعات حضور فرزندان شان در مكتب جزو ساعات بيكاري و فراغت آنهاست. به همين لحاظ به محض برگشتن به خانه مشغول كار مي شوند. بالاخره سرمعلم مصمم بود كه ارفاقي به حال شاگرد خود نداشته باشد، هر چند كه او به خاطر آن نتواند به كلاس بالاتر رود و سرانجام هم ترك تحصيل كند. برعكس او، خانم( الف) مدير يكي از مدارس خودگردان افغاني در تهران اين لطف و ارفاق را نسبت به شاگردان مجبور و در تنگنا قرار گرفته اي خود دارد. او مي گويد كه در مدرسه خود مواردي را دارد كه اگر چنين نكند زندگي يك كودك را به مخاطره انداخته است. به عنوان مثال او از دختر دانش آموزي صحبت مي كند كه اگر نمرات او خوب نباشد، پدرش او را در يك مبادله، به عقد مرد 45 ساله اي كه بيش از سه برابر او سن دارد، در خواهد آورد. به عقد مردي كه زن و فرزنداني دارد كه يكي از دختران او بناست در عوض اين دختر زن برادرش گردد. در يك كلام ، اين ارفاق موجب مي شود كه بهانه بدست خانواده دانش آموز نيفتد و نمره موفقيت آميزو ارفاقي او شايد بهانه اي شود براي دانش آموز ماندن او و گريز از فروخته و يا مبادله شدنش.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
||
|
|
|
|
|
بشر امروزي با بهره گيري از علم و صنعت و تكنولوژي پيشرفته داراي قابليتها و توانمندي هاي فوق العاده اي گرديده است ، كه چند قرن پيش حتي قابل تصور هم نبود . حال بر خود لازم مي داند كه آداب و رسوم و پرستيژي مناسب با رشد و تمدن كنوني داشته باشد واز عمل كردهاي سنتي و كهنه دست بردارد . به اقتضاء اين تفكر اكنون بت پرستي در شكل سنگ ، چوب ، جواهر ، طبيعت ، خورشيد و ماه پرستي از نظر او منسوخ شده و مربوط به دوران قبل از تمدن است . اما حقيقت اين است كه متأسفانه با پيشرفت علمي و تكنولوژيكي بشر تنها موضوع بت پرستي تغيير كرد و مدرنيزه شد . انسان به ظاهر متمدن وبرخوردار از توانمنديهاي مادي به اين باور رسيدكه بايد دين و آموزه هاي الهي را كنار گذاشته وبايد بجاي آن علم وتجربيات انساني انجام وظيفه كرده وراه روش زندگي را به ما بياموزد( اصالت علم يا ساينتيسم) . البته مراد آنان از علم ، همان علوم تجربي و تجربيات بشري است و به باور آنها هرآنچه محسوس و قابل تجربه نيست بايد كنار گذاشته شود و دقيقا بر پايه همين طرز تفكر است كه چون خداوند و وحي قابل رؤيت ، تجزيه ، تركيب و تجربه نيست ، محكوم به نابودي بوده و اين انسان است كه بر اساس اراده وانديشه خود براي خود ، دنيا و محيط اطراف خود وظايف و تكاليف را مشخص مي سازد ، بايدها و نبايد ها ، ارزشها و ضدارزشها را تشخيص داده و تعيين مي كند. در حقيقت اين انسان است كه بايد به جاي خداوند خدايي كند (اومانيسم) . در بستر تفكر انسان محوري كه با شدت و حدت تمام و رنگ ولعاب بسيار زيبا مطرح ميشود ، نظام سود محوري و سرمايه داري شكل گرفته ومتولد مي شود (امپر ياليسم ) . از طرفي عده اي ديگر كه متوجه مي شوند اين نظام نظاميست ظالمانه و مبتني بر جهان خواري و سود جويي كه منجر به فربه شدن اقليت و استضعاف و نابودي اكثريت مي شود ، دست به مبارزه و مقاومت زده و با تعصب تمام هم اعتقادات ديني و باور هاي وحياني را بي معنا و نامفهوم دانسته و هم هر نوع سر مايه داري و مالكيت خصوصي را مردود اعلام مي كنند اين گونه است كه نظام ديگري پا به عرصه مي گذارد. (كمونيسم). نزاع بر سر تقسيم جهان از همين جا آغازمي شود . دو قدرت شرق وغرب خود را حاكمان بي چون و چراي جهان قلم داد كرده و جهان را به دو قطب شرق وغرب تقسيم مي كنند . كم كم فكر و گوش و هوش جهان هم اين روند را پذيرفته به آن عادت مي كند . در چنين اوضاعي انساني بزرگ ، فقيهي وارسته و بيدار از تبار پيغمبر ، با الهام از مكتب رهايي بخش سرورآزادگان امام حسين عليه السلام ، پرچم مخالفت با اين وضعيت نا بسامان را بر مي افرازد وبر سر هرچه مكتب ها ي خود ساخته و ايسم هاي رايج است فرياد كشيده به آنها هشدار مي دهد كه دست از سر انسان و جهان بر دشته بيس از اين انسانيت و تمدن را بازيچه خود قرارندهند. اين انسان كه به حق زنده كننده دين و ارزشهاي الهي است همانا پيروح خدا ، خميني بزرگ است . انديشه هاي سياسي ، اجتماعي امام خميني كه در بستر اسلام و قرآن و آموزه هاي وحياني و پس از سالها تحصيل ، تحقيق ، تدريس و نيز الطاف الهي شكل گرفت بر همه" ايسمها" خط بطلان كشيد و مكتب هاي فكري ضد خدايي را ضد بشري اعلام مي كند . اوملاك و ارزش انسان را به ميزان تقوا و ايمان اومي داند . نژاد و قوم پرستي وزور و زر مداري را عملي شيطاني مي شمارد . 1- ايمان و اتكال به خداوند. در اين زمينه امام بارها تأكيد داشتند از جمله مي فرمايد " ملت ما با دست خالي هيچ اسلحه نداشت با همان قدرت ايمان در مقابل اسلحه هاي مدرن و قدرت عظيم نظامي ايستادگي كرد و تمام قدرتها را در هم شكست واين دليل بر اين است كه ملتي اگر قيام كرد با حفظ قدرت ايمان هيچ قدرتي در مقابل آن نمي تواند بايستد." (صحيفه نور /8/ 157) 2- اعتماد به نفس . امام مي گويد : "شما در اين مدتي كه انقلاب كرديد وقيام كرديد خودتان باور تان آمد و به دولتهاي مستضعف و ملتهاي مستضعف هم باورانديد كه مي شود در مقابل آمريكاي جهان خوار و شوروي جهان خوار ايستادگي كرد " ( صحيفه نور 14/194) 3- مبارزه با ظل و ظلم پذيري . به فرموده خودش" تا آمريكانرود تادست اين ابر قدرتها از روي مملكت مابر داشته نشود ما نهضتمان بر قرار است و فرياد مان هم بر قرار است " ( صحيفه نور /6/ 42). 4- اعتقاد به اينكه اسلام ديني است كه مرز جغرافيايي را نمي پذيردو بايد به جاي تكيه و تأكيد را ملت بر عنصر " امت اسلامي" پاي فشرد . و هر جا نشان وخبري از اسلام و مسلمين است آنجا محدوده جرافياي جهان اسلام است . حضرت امام با تكيه بر عناصر فوق تحول ژرف وعميق سياسي ، اجتماعي و فرهنگي را بوجود آورد و دين را از گوشه گيري و انزوا رهانيد و محور سياست وحكومت قرار داد . اميد است بتوانيم به مدد الهي ثابت قدم و استوار در مسير ديانت و سياست راه روشن امام را ادامه دهيم . روحش شاد يادش گرامي .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
||
|
|
|
||
|
" فساد اداري مشكل اصلي دولت كابل در آينده خواهد بود." 1 اين جمله ، مطلبيست كه چندي پيش سخنگوي دفتر نمايندگي سازمان ملل در افغانستان (يوناما) اعلام كرد. طبق سخنان آقاي آدرين ادوارد كه در جمع خبر نگاران بيان داشت فساد اداري مسئله ايست كه در آينده به يك مشكل اساسي تبديل خواهد شد . اين در حاليست كه ملت زجر كشيده ما از گذشته هاي بسيار دور با اين معضل آشنا هستند . و سايه شوم فساد اداري در اشكال مختلف خود از جمله رشوه خواري ، پارتي بازي سوء استفاده از مقام و موقعيت را بر سر خود احساس مي كنند . كوچكترين كار اداري به بزرگترين مشكل تبديل مي شود و هر كسي به سادگي نمي تواند آنگونه كه مقتضاي وجود حكومت عدالت محور و دولت سالم و ارگانهاي اجرايي آن است با مراجعه به ادارات مشكل خود را پيگيري و حل و فصل نمايد . بلكه اگر بتواند بايد از طريق دوست ، فاميل و يا قوم خود واگر اين راه مسدود بود از كانال رشوه وبا پرداخت مبالغ هنگفت به اين صاحب منصب و آن آمر صاحب درپي حل مشكل بر آيد . به عنوان نمونه كساني كه مي خواهند براي خود تذكره يا پاسپورت بگيرند اگر از راه قانوني اقدام كنند با صدها مشكل و گرفتاري مواجه مي شوند و ادارات زيادي را بايد طي كرده و هفته ها بلكه ماهها دوندگي كنند و بالاخره آيا مشكل حل شود يانه ؟ اما اگر از مسير دلالها و پول وپارتي وارد شوند ، آنها ظرف چند روز تمام مشكل را برايشان حل وفصل كرده كار را تمام مي كنند ، بي آنكه خود فرد ، حتي براي يك بار از خانه اش خارج شود و يا به اداره اي حتي براي يك امضاء برود . همين وضعيت بازار دلالها را هم بسيار داغ كرده است و افرادي مخصوصا در پايتخت به عنوان دلال و يا محترمانه بگويم حلال مشكل معروف هستند . كه در واقع رابط بين مردم و كارمندان خاطي در ادارات دولتي هستند . البته اين وضعيت تنها در پايتخت وجود ندارد بلكه در ساير نقاط كشور نيز چنين است نگارنده چندي پيش در شهر مزار شريف به يكي از ادارات مراجعه كردم از همان افرادي در ورودي ساختمان قرار داشتند تا ميز رييس سه مورد از من در خواست پول و به قول خودشان شيريني و پول جارو كردند . متأسفانه اين مشكل با تبديل حكومتها و دولتها هم نابود يا كم نشده است بلكه در بسياري موارد سير سعودي را به خود گرفته است . در دوره حكومت مجاهدين قبل از سقوط كابل توسط طالبان هم مشكل نبود شايسته سالاري ، تبعيضها و فساد اداري به شدت مشاهده مي شد. طبق گفته يكي از سرا ن مجاهدين يكي از عوامل مهم سقوط حكومت مجاهدين و حاكميت طالبان هم فساد اداري بود . احمد شاه مسعود مي گويد" يكي از دلايل قطعي سقوط حكومت مجاهدين فساد اداري و تزلزل و انحطاط اخلاقي زمام داران وقت بود . " 2 البته دولت آقاي حامد كرزي در راستاي مبارزه با فساد اداري اقداماتي را داشته است از جمله بوجود آوردن كميسيون اصلاحات اداري . دراين اواخر هم طي نشستي ، شوراي وزيران مسئله را به بحث گذاشته و تصميماتي را اتخاذ كرده است از جمله توصيه به مسئولين براي مبارزه با فساد اداري و نيز تشکيل محکمه و ثارنوالي اختصاصي مبارزه با ارتشاء و فساد اداري .3 كه اميد است اين تصميمها و تحركات كارگر افتد . اما توقع مردم از اين دولت بخاطر حمايتهاي جدي و گسترده بين المللي از آن ، بيشتر از دولتهاي گذشته است. مخصوصا اين توقع زماني افزايش يافت كه در ۱۸دسامبر ۲۰۰۲ ، ۲۳ كشور پس از نشست "اسلو" متعهد شدند تا براي بازسازي افغانستان يك ميليارد و ۲۴ ميليون دلار كمك در اختيار اين كشور قرار دهند. همچنين در كنفرانس توكيو نيز اعلام شد كه بيش از چهار ميليارد دلار در اختيار دولت كرزي قرار ميگيرد .4 عوامل فساد آنچه كه در راستاي شناخت و بر طرف ساختن هر مشكلي نقش اساسي دارد جستجو و يافتن زمينه ها ، عوامل و مسببين آن است .اما برخي از زمينه ها و عوامل فساد اداري در كشور از اين قرار مي باشند . 1- فقر كارمندان و كافي نبودن معاش آنان . 2- قوم پروري و تبعيضهاي قومي ، نژادي و منطقوي ، در سطح كلان و در ادارات جزء . 3- عدم تعهد تعدادي از كارمندان و پاي بند نبودن به وظايف اداري ، انساني ، ديني واخلاقي . 4- حاكميت پارت سالاري وعدم حاكميت شايسته سالاري ، بها ندادن به شايستگي ، تعهد و تخصص. 5- بيسوادي ويا كم سوادي برخي از كارمندان كه حتي بعضي از آنها به سختي مي خوانند ومي نويسند . 6- بي سوادي و بي اطلاعي مرد م از قوانين جاري كشور ، سلسله مراتب و مقررات اداري ، وظايف و اختيارات ادارات ، تكاليف و حقوق خود . پيامدها مسلم است كه فساداداري كشورآثارسوء و مخرب بسياري را دركوتاه مدت و درازمدت بر جاي مي گذارد كه به برخي ازآنها اشاره مي شود. 1- ازبين رفتن اعتماد مردم به دولت و بخشهاي اجرايي آن . 2- از بين رفتن كرامت انساني و غرور و حيثيت ملي وديني و روا ج خصلتهاي نادرست و ضد اخلاقي مثل چاپلوسي و كرنشها و احترامهاي خلاف واقع . 3- نا اميد شدن طيف درست كار و سالم كارمندان دولت آناني كه در اين آشفته بازار هنوز دل به اجراي عدالت دارند و خالصانه براي مردم محروم و زجر كشيده وطنشان زحمت مي كشند . 4- به مسلخ رفتن عدالت و محروم شدن طبقه ضعيف ، فقير و كسانيكه دستشان به عناصر دولتي نمي رسد ، از امكانات مادي ومالي و تضييع حقوق آنان . 5- تقويت جبهه مقابل دولت و نظام كنوني كه يكي از مهمترين شعارهايشان بي كفايتي مسئولان و مديران كنوني كشور است . 6- جامعه جهاني و سازمان ملل در آينده به دولتهاي كه فساد اداري در آنها رواج داشته باشد، كمك نخواهد كرد.5 راه حلها اكنون كه به فساد اداري ، عوامل و پيامدهاي آن پرداختيم براي بيرون رفت از اين مشكل راه حلهاي زير پيشنهاد مي شود . 1- 2- اصلاحات در سيستم قضايي و پليس نيز براي جلوگيري از فساد اداري مهم است. 3- بر خود روشنگرانه مطبوعات . مطبوعات ركن چهارم دمكراسي هستند كه ميتوانند با معرفي عناصر خاطي و خادم و نقد و بررسي عملكرد دولت و عناصر اجرايي آن در جلوگيري از فساد اداري و مقامات دولتي تلاش كنند. 4- براي مبارزه با فساد اداري، اشخاص معتقد و متعهد به كار گماشته شود. 5- حاكميت قانون را تسجيل كرد. 6- از تمركز قدرت بد ست يك فرد جلوگيري بعمل آيد . 7- از تشريفات ادارات دولتي كاسته شود . 8- قوانين به دقت اجراشوند به اميد آنكه در آينده اي نه چندان دور ملت ما عزيزما شاهد ازبين رفتن فساد اداري و يا دست كم به حد اقل رسيدن آن باشد . فقير و غني ، صاحب نفوذ و فرد عادي هر كدام مطابق تكاليف و حقئق خود از امكانات و امتيازات جاري كشور بهرهمند شوند . 2- مجله قرن 21 شماره 13 آبان 1380صفحه 3-www2.dw-world.de/dari/parlament/1.186091.1.html 4- خبرگزاري جمهوري اسلامي |
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
|||
|
|
|
|
|
هفتمین نشست سراسری مجمع دانشگاهیان و فارغ التحصیلان افغانستانی قم درمورخه 28 /2/85 در دانشگاه مفید برگزار. در ابتدای جلسه آقای نظری دبیر مجمع گزارشی از فعالیت یکساله ی شورای مرکزی را برای مجمع عمومی ارائه نمود ایشان در ضمن گزارش خود یکی از دلایل عمده ی موفقیت دوره ی قبل مجمع را هماهنگی وانسجام بین اعضای شورای مرکزی و از یک سنخ بودن و در اختیار داشتن بودجه ی کافی بر شمرد. در ادامه ی این نشست بعد از گزارش کاری آقای نظری مسئول بخش علمی فرهنگی , خانم رضایی به بیان فعالیت های این بخش در مدت یک سال آن پرداخت ودر ادامه ازآقای دانش مسئول روابط عمومی تشکر و قدر دانی شد که با تلاش های خود مجمع را به نسبه فعال نگاه داشته بود. سپس آقای جعفری دبیر اسبق مجمع دانشگاهیان نیز برای پویا یی هر چه بیشتر مجمع توصیه هایی را برای شورای مرکزی که انتخاب می شوند نمودند من جمله اینکه اعضايی که انتخاب می شوند زیاد خود را محدود به اساسنامه ی مجمع نکنند و جورسمی بودنی را که باعث می شود اعضاء باهم همکاری لازمه را نداشته باشند کنار بگزارند وسعی بر این داشته باشند که با همکاری یکدیگر در جهت محقق کردن اهداف مجمع گام بردارند بعد از توصیه های آقای جعفری انتخابات شورای مرکزی برگزار شد و بعد از دقایقی نتایج آراء بدین ترتیب اعلام گردید: 1) دبیر مجمع : خانم ضياءگل رضایی دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه مفید ,ایشان در مجامع بسیاری فعالیت دارند از جمله دو دوره رييس كميسيون زنان شوراي علما در قم بوده اند وفعلا رييس انجمن فرهنگي حضرت خديجه (س)هم هستند ودر دوره ی قبل نیز مسئول بخش علمی فرهنگی مجمع بودند همچنین درراه اندازی مدارس خودگردان نیز از تجربه فراوانی برخوردار بوده و در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز فعالیت گسترده ای داشته اند . 2)روابط عمومی: آقای صفر احمد فهیمی دانشجوی کارشناسی علوم سیا سی از دانشگاه مفید, ایشان نیز در بسیاری از مجامع فعالیت فراوانی داشته ودر قسمت نشریات دانشجویی مانند فانوس و فصل جدید نیز همکاری گسترده ای دارند همچنین در بخش های مختلف فرهنگی دانشگاه مفید نیز از فعالان محسوب می شوند . 3)بخش علمی و فر هنگی:آقای محمد حسن محقق از پیشینه ی کاری ایشان می توان به همکاری در بسیاری از نشریات دانشجویی دانشگاه های قم و همچنین مشارکت در بسیاری از کانون های ادبی و ریاست اتاق دوستی ایران و افغانستان نام برد ایشان به تازگی شب شعر ی را در دانشگاه قم برگزار کردند که مورد استقبال فراوان شاعران افغانستاني و ایرانی قرار گرفت. 4)شورای نظارت :آقایان سید حسن حسینی دانشجوی کارشناسی اقتصاد سيد عباس حسيني دانشجوی کارشناسی حقوق,محمد جوادی دانشجوی کارشناسی حقوق و حسن خاوری دانشجوی کارشناسی فلسفه از دانشگاه مفید در رابطه ی فعالیت های این افراد می توان گفت آقای حسینی جزء شورای مرکزی انجمن دانشجویان دانشگاه مفید بوده و همچنین آقای جوادی و آقای خاوری جزء شورای سر دبیران نشریه ی فانوس و از فعالان دربخش های فرهنگی در دانشگاه مفید می باشند قابل ذكر است شوراي مركزي در اولين نشستهاي بعد از انتخابات ، آقاي عبد العزيز دانش را به عنوان معاون دبير و آقاي محمد باقر حسيني رابه عنوان سردبير نشريه فصل جديد انتخاب كردند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
||
|
|
|
|
|
اتاق دوستی ايران و افغانستان تشکيل شد.
اتاق دوستی ایران و افغانستان با تلاش دانشجویان افغانستانی دانشگاه قم زیر نظر کانون ادبی در اواخر پاییز84 تشکیل شد. این اتاق که با پیگیری های مستمر آقای محمد حسن محقق و سایر دانشجویان افغانستانی بنا شده، بر آن است که پنجره های دوستی و محبت ورزی را به روی همه ی کسانی که عشق مشترک دارند بگشاید. فعا لیت های این اتاق اعم از ادبی ، فرهنگی ، اجتماعی و هنری است که فعالیت های غیر ادبی خود را با همکاری سایر کانون ها انجام می دهد. این اتاق در اولین گام ، برای نشان دادن داشته ها و توانایی های خود اقدام به برگزاری عصر شعر سایه روشن نموده است.این عصر در تاریخ 17/12/84 در سالن آمفی تئاتر شهید بهشتی دانشگاه قم برگزارشد، موضوع این عصر شعر بررسی شعر مهاجرت .بود که با حضور شاعران مطرح افغانستان از جمله جناب آقای سید ضیاء قاسمی - رییس خانه ی ادبیات افغانستان- برگزار شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
||
|
|
|
|
|
فصل احساس نام مرا بادها ربوده اند ز شاخه هاي زخميت و آسمان به دوش مي كشد واج هاي ابري مرا بدون فصل بارشي كبوتر نمي داند نام مرا پرستو مي فهمد نام مرا فصل كوچ مي خواند هرچه فصل هرچه ماه هرچه روز محمد حسن محقق ********************************** افغانی خيابان ظهر خلوت بود او پر موج وطوفاني قدم مي زد خودش را غرق در افكار طولاني ز روي راه سيبي گنده را با پا به جوي انداخت چه بيهوده است اين دنياي مدفون در فراواني پكي ديگر به سيگارش زد و چشمان خود را بست جهان تلخ است، تلخ تلخ پر آشوب و ظلماني جلوتر يك پل عابر، از آن يك پله بالا بعد نگاهي سوي بالا با دو چشم رو به ويراني چه آرام و چه سرد است آسمان اين مرگ دور از دست فقط يك لكه ابر آن گوشه مشغول پريشاني اگر آن ابر را هم باد مي شد باخودش ...خنديد چه مي گويي تو كه حتي غم خود را نمي داني به روي پل رسيد و اندكي رفت و توقف بعد نگاهي كرد از آن بالا به اشباح خياباني به سيگار آخرين پك را زد و آن را به زير انداخت سپس دستي كشيد آرام بر مو ها و پيشاني دو دستش را گرفت از نرده و غرق خيابان شد ز اشكال مزخرف خسته چشمش پر ز حيراني به زير لب سرودي خواند و با او هم صدا خواندند ميان سينه اش صد ها هزاران روح زنداني به روي نرده خم شد بعد چشمان خودش را بست كسي از پشت سر او را صدا زد آي افغاني! سيد ضيا قاسمي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت توسط مدیر وبلاگ
|
|
||